جمعه ، ۴ اسفند ۱۳۹۶
خانه / خبر / بودجه ای که به پلنگ‌های ایران نرسید…

بودجه ای که به پلنگ‌های ایران نرسید…

در هفته ای که گذشت مرگ پلنگ نر در پارک ملی گلستان، حاشیه ساز شد. یک خبرگزاری مخالف دولت ناگهان در آستانه رهاسازی پلنگ نر در گلستان خبر داد پلنگ ماده ای که در شهریور سال گذشته رهاسازی شده بود، تلف شده و بهتر بود به جای آزاد شدن در فضای خطرناک و سخت طبیعت یا به باغ وحش ها سپرده می شد یا پیش از رهاسازی، به قفسی بزرگ تر در محیطی طبیعی منتقل می شد. آنها می گفتند اگر این کار را انجام می دادند، «هیرکان» به این زودی تلف نمی شد و حالا که دفتر حیات وحش سازمان امکان چنین روندی را فراهم نکرده بود، حیوان نباید به طبیعت باز می گشت و باید به باغ وحش سپرده می شد.

آغاز ماجرا

تیر ماه ۹۳ بود که تلفنی به اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان خبر دادند دو توله پلنگ در جعبه ای مقابل اداره محیط زیست شهرستان «کردکوی» رها شده اند؛ بدون این که معلوم شود چرا و چگونه از مادر جدا شده اند و در دست تماس گیرندگان چه می کنند. اداره کل گلستان ناگزیر به تحویل گرفتن و نگهداری از آنها در قفس شد، قفسی که در محوطه پشتی آنجا قرار داشت، در حالی که نه بودجه ای برای موارد مشابه تعریف شده بود و نه توجه ویژه ای از دفتر حیات وحش سازمان به نحوه نگهداری و روش های علمی موجود شد.

فقط یک پیشنهاد همواره از سوی مسئولان حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست به چشم می خورد: «توله پلنگ ها به باغ وحش تحویل داده شوند.» اما این پیشنهاد خلاف وظایف اصلی سازمان حفاظت محیط زیست بود، چرا که سازمان مسئولیت حفظ و حمایت از تنوع زیستی و حیات وحش در محیط طبیعی را بر عهده دارد. بر این اساس کارشناسان اداره حیات وحش گلستان راضی نشدند توله پلنگ ها را به بخش خصوصی یا همان باغ وحش ها تحویل دهند.
آنها «هیرکان» و «ورکان» را تیمار کردند؛ از چند کارشناس در این راستا کمک خواستند و با آنها مشورت کردند و بارها با ارسال نامه به دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست از آنها درخواست بودجه ای برای نگهداری اصولی از توله پلنگ ها در فضایی بزرگ تر، طبیعی تر و با شرایط علمی تر کردند. با این همه پاسخ دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست فقط یک چیز بود و آن نبود بودجه لازم برای این پروژه و در مقابل اصرار بر تحویل آنها به باغ وحش بود.

۲۷ ماه گذشت تا شهریور ۹۵ که پلنگ ماده در طبیعت رهاسازی شد؛ در این مدت حرف و حدیث های فراوانی درباره «هیرکان» و «ورکان» گفته شد؛ اینکه پلنگ ها دست آموز بوده اند و با آدم ها مهربان و این که از دست انسان غذا می خوردند. حتی هنگام رهاسازی پلنگ ماده یک خبرگزاری مخالف دولت عکسی از تیمارگر پلنگ ها منتشر کرد و نوشت که هیرکان و ورکان گربه های خانگی و دست آموز بوده اند.

سیاوش روشنیان، مسئول تیمار و نگهداری توله پلنگ ها درباره آن عکس گفت: «عکس مربوط به سال ۱۳۸۹ است و پلنگی که در بغل گرفتم، همان پلنگی است که در «ارتفاعات زیارت» واقع در «منطقه حفاظت شده جهان نما» دستش در تله گیر کرده و شکسته بود.

ناچار بودیم دستش را جراحی کنیم؛ برای همین هم پزشکان بی هوشش کردند و بعد از جراحی هنوز به هوش نیامده بود که در حین گذاشتنش در قفس، عکاس اداره کل عکسی از من گرفت. این عکس در همان فاصله برداشته شده است. نمی دانم چرا یک خبرگزاری بدون این که از خود من بپرسند، عکس را به عنوان عکس هیرکان منتشر کردند و بعدا توضیحی هم ندادند. روزی که ما توله پلنگ های دو ماه تا ۴۵ روزه را تحویل گرفتیم، در اصل مرده بودند؛ چرا که از مادر جدا شده بودند.
زحمات زیادی کشیده شد و هزینه بسیاری صرف شد که آنها شانس دوباره ای برای زندگی پیدا کنند. این در واقع یک فرصت پنج درصدی برای آنها بود که ما با تلاش توانستیم از آن استفاده کرده و آنها را زنده نگه داریم و بزرگ کنیم. امکان داشت دو پلنگ نحیف کوچک که قابلیت زنده ماندن نداشتند همان روزهای اول بدون مادر بمیرند؛ چیز عجیبی هم نبود؛ اما ما با همراهی و امکانات اداره کل و بدون بودجه ای که از سازمان رسیده باشد، آنها را نگه داشتیم و بزرگ کردیم و در نهایت یکی از آنها رهاسازی شد.»
فراموشی موقت

پس از مدتی حاشیه ها درباره هیرکان و ورکان به خاموشی گرایید و فعالان محیط زیست آنها را فراموش کردند. هیچ کس هم سراغ اداره کل محیط زیست گلستان نرفت تا کار آنها را نقد کند و تاکید کند که قفس آنها کوچک است. موضوع های جدید محیط زیستی به سرعت جایگزین موضوع پلنگ ها شدند و این مسئله مهم دوباره به حاشیه رانده شد. مسئولان حیات وحش در سازمان حفاظت محیط زیست ایران همچنان بر طبل تحویل پلنگ ها به باغ وحش می کوبیدند.

چندین مکاتبه بین اداره کل گلستان و دفتر حیات وحش سازمان نشان دهنده تلاش گلستان برای جذب بودجه با هدف استانداردسازی شرایط نگهداری هیرکان و ورکان است تا برای رهاسازی آماده تر شوند. بودجه ای که همواره از سوی دفتر حیات وحش سازمان در پردیسان رد شد. با این همه هیچ یک از منتقدان رهاسازی پلنگ ماده، به این موضوع اشاره نکردند و گزارشی نیز درباره تعلل این دفتر در حمایت از کار بزرگی که به گفته بسیاری از کارشناسان برای نخستین بار در ایران کلید خورد و با زحمات زیادی اجرائی شد، از سوی هیچ یک از رسانه ها منتشر نشد.
اهمیت پروژه

دکتر حمیدرضا رضایی، دکترای محیط زیست با گرایش حیات وحش و ژنتیک جانوری از فرانسه و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، در این باره گفت: «به نظر من این یک پروژه موفق و بی سابقه بود و تاکنون در ایران انجام نشده بود. این توله ها از ابتدا با حساسیت و رعایت موازین برای آزادسازی بزرگ شدند.

شما نگاه کنید به موارد دیگر،دوتا ببر از روسیه گرفتیم، نتوانستیم آنها را بزرگ کنیم و قبل از رهاسازی، یکی از آنها در محل نگهداری یعنی باغ وحش تهران، تلف شد. ما دوتا پلنگ در قبال آنها داده بودیم و هنوز هم معلوم نیست چه اتفاقی برای آن ببر نر که تلف شد افتاد. شیرهای پارک ارم را ببینید الان چه وضعیتی دارند؟ حتی سازمان جهانی حفاظت به ما پیشنهاد کردند که برای آزادسازی پلنگ ماده پروتکل بدهید. خود دفتر حیات وحش می گفت این شیوه بسیار خوب است و IUCN گفته است اگر پلنگ ماده یک ماه زنده بماند؛ یعنی پروژه موفقیت آمیز بوده و برای آن پروتکل بدهید.»

دست آموز بودن پلنگ ها

از دیگر مواردی که از سوی منتقدان طرح شد، «دست آموز» و اهلی بودن توله پلنگ به دلیل زندگی در قفس بود. آنها می گفتند هیرکان و ورکان نباید آزاد شوند، چرا که مثل یک گربه خانگی و در شرایط مصنوعی و غیر استاندارد بزرگ شده اند و حالا که هیرکان مرده برادرش نباید رهاسازی شود، چرا که او نیز خواهد مرد.

سیاوش روشنیان در رد ادعای دست آموز بودن پلنگ ها گفت: «هیرکان و ورکان تا ۷، ۸ ماهگی حیوان زنده نخورده بودند؛ اما این گونه نبود که با دست و مثل گربه خانگی تغذیه شوند. برای این که به آنها غذای زنده بدهیم، آزمایشی انجام دادیم که واقعا نتیجه اش جالب بود. مقداری گوشت گراز را به پای خرگوش وصل کردیم.
پلنگ آمد گوشت گراز را بخورد، خرگوش فرار کرد و گوشت را هم با خود برد آن سوی قفس، آنجا بود که خرگوش را به عنوان رقیب غذایی خودشان دیدند و شکارش کردند و خوردند؛ فیلم هایش هم هست. بعد از آن ماجرا شاید نزدیک به ۵۰ تا خرگوش زنده انداختیم توی قفس و همه را شکار کردند و خوردند.
جالب تر این بود که درست گردن خرگوش را برای شکار می گرفتند؛ در حالی که کسی به آنها آموزش شکار به این شکل را نداده بود و مادر هم نداشتند که یادشان بدهد. در واقع به اصل خودشان بازگشته بودند و بر اساس غریزه و ذات خودشان شکار می کردند. مهم این بود که ما شرایط این کار را برای شان آماده کنیم.»

او تاکید می کند که بعدها حتی آنها حیوانات زنده دیگری را در قفس می گرفتند و شکار می کردند و حتی من که مسئول تیمار آنها بودم نمی توانستم به آنها نزدیک شوم. دور تا دور قفس آنها با مقواهای ضخیم گرفته شده بود که کسی آنها را نبیند و دست آموز نشوند. بقیه و حتی عکاس ها نیز اجازه نزدیک شدن به قفس آنها را نداشتند. خاطرم هست یک بار یکی از عکاسان نسبتا شناخته شده مجلات از تهران به اینجا آمد که اجازه بازدید و عکاسی از پلنگ را به او ندادند. خیلی هم ناراحت شد و در این قضیه حاشیه هایی هم ایجاد شد.

فکر کرد ما عمدا او را راه نداده ایم، در حالی که ما با کسی دشمنی نداشتیم. از ابتدا مقرر شده بود توله ها طبق ضوابط طبیعی بزرگ شوند و از آدمیزاد دور باشند و حتی بوی انسان را کمتر استنشاق کنند. ما هم مسئولیت داشتیم از این قوانین پیروی کنیم. گوشت را روی درختی که در قفس شان بود در دو و نیم متر ارتفاع از روی درخت آویزان می کردیم تا با پرش آن را بگیرند و بخورند؛ به خاطر این که هم تنبل نشوند و عضلات شان خشک نشود و هم با آدم ها برخورد نداشته باشند.»

دکتر رضایی که سابقه بیش از ۲۰ سال کار در حوزه های مختلف ژنتیک از جمله مشاور بخش ژنتیک معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست را در کارنامه دارد نیز درباره دست آموز بودن پلنگ ها گفت: «اینهایی که می گویند پلنگ دست آموز بوده اگر جرأت دارند به این یکی نزدیک شوند ببینند رفتارش چگونه است. اصلا بیاییم یک حیوان زنده در قفس اینها بیندازیم و از تلویزیون مدار بسته واکنش او را ببینیم. کار سختی نیست. ما دیده ایم؛ چرا برخی بدون تحقیق و مستندات نظر می دهند؟»

او در ادامه با تاکید بر این که در تمام مراحل نگهداری به عنوان کارشناس حضور داشته است، گفت: «ما از ابتدا سعی کردیم برای این پلنگ ها برنامه بگذاریم که از پرنده زنده تا جوندگان و … گونه های مختلف را شکار کنند و بخورند؛ حتی فیلم های آنها هست که با یک ارتفاعی پریده و حیوان را شکار کرده اند. ما فقط گونه های تلف شده برای شان نگذاشتیم بلکه غذای زنده هم به آنها دادیم تا این آمادگی را برای زنده ماندن در طبیعت کسب کنند. با انواع غذاها هم آشنا شدند. یکی از هدف ها هم این بود که با انسان اخت نشوند و از تماس شان با انسان از همان ابتدا جلوگیری کردیم.»

باغ وحش داری به جای حفاظت از حیات وحش

از مهم ترین انتقادهایی که درباره سازمان حفاظت محیط زیست و دفتر حیات وحش این سازمان مطرح شد، شیوه نگهداری حیات وحش و رویکرد باغ وحش داری در این سازمان است. کارشناسان می گویند این سازمان مسئول حفظ تنوع زیستی است نه نگهداری از حیات وحش و پرورش آنها برای تحویل به باغ وحش.

دکتر رضایی در پاسخ به این که چرا در تمام مدت ۲۷ ماه تا رهایی هیرکان و اکنون نیز در آستانه رهاسازی برادرش ورکان در طبیعت، برخی کارشناسان دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست همچنان بر تحویل آنها به بخش خصوصی و باغ وحش ها اصرار می ورزند، گفت: «متاسفانه سازمان در زمینه رهاسازی و مجوز رهاسازی این دو پلنگ تعلل کرد و ما مجبور شدیم یکی را رهاسازی کنیم.

من واقعا متاسفم که داریم به این سمت پیش می رویم. همین چند ماه پیش در سازمان جلسه ای بود درباره قوچ و میش های بیجار. هدف سازمان این بود که اینها را ببرند و به یک باغ وحش خصوصی در یزد بدهند. می گفتند اینها در اسارت، نگهداری شده اند و حالا ما نمی توانیم اینها را «رهاسازی» کنیم؛ اگر بروند بیرون، گرگ آنها را می خورد! پاسخ بنده این است که خب بخورد؛ گرگ هم جزئی از حیات وحش است. اصلا سازمان باید آنها را پرورش می داد برای گرگ ها، چرا که ارزش گرگ ها بالاتر از قوچ و میش هاست. هیچ ارتباطی از نظر من بین بیجار و یزد وجود ندارد که حالا بخواهیم قوچ و میش هایش را منتقل کنیم آنجا.
ما در همه جای دنیا رهاسازی را داریم. در ایران یکی از کارهایی که برای حیات وحش انجام می دهیم، تکثیر در اسارت است. این که ما گوزن زرد را با صرف میلیاردها تومان هزینه تکثیر کرده ایم، چه کار می خواهیم بگنیم؟ مگر رهاسازی شان نکرده ایم؟ همه شان راهی باغ وحش ها شده اند. من نمی دانم سازمان حفاظت محیط زیست می خواهد با این گوزن زرد، باغ وحش داری راه بیندازد؟ پلنگ هم این گونه است.
من فکر می کنم باید به دنبال راهکاری باشیم برای این که بتوانیم آنهایی را که توان برگشت به طبیعت را دارند و معلول، ناتوان و بیمار نیستند، به طبیعت بازگردانیم. وقتی جانوری سالم است و می توانیم برای آزادسازی پرورشش بدهیم، چرا این کار را نکنیم؟»

دریافت بودجه از سازمان های جهانی

یکی دیگر از زمزمه هایی که در حاشیه اخبار مرگ هیرکان مطرح شد، «دریافت بودجه از سازمان های جهانی» از جمله «سازمان جهانی حفاظت» (IUCN) بود. منتقدان می گفتند به این دلیل خبر مرگ هیرکان را پنهان کرده اند که بودجه های بین المللی شان قطع نشود.

مجتبی حسینی، معاون محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان گفت: «از شهریور ۹۳ که توله پلنگ ها به اداره کل ما تحویل شدند تاکنون یک ریال هم از هیچ سازمان، گروه و انجمن داخلی یا خارجی دریافت نشده و فقط ۱۰ میلیون تومان از دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست به ما داده شد. بیش از ۶۰ درصد این مبلغ هزینه نمونه برداری و آزمایش خون مرال های پارک جنگلی قرق که مشکوک به بیماری «یون» بودند شده است.»

او در ادامه تاکید کرد سازوکار دریافت کمک از «صندوق تسهیلات ملل متحد»، «یونسکو» یا «آی یو سی ان» بسیار پیچیده است و شرایط و ضوابط خاصی دارد که باید از سوی دفتر امور بین الملل سازمان حفاظت محیط زیست و دفاتر تخصصی، پیگیری و اقدام شود و اساسا در حوزه اختیار این اداره کل نبوده است.

آخر رویداد نامعلوم است

انتهای ماجرا هنوز معلوم نیست. اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان می گوید می خواهد پلنگ نر را هم آزاد کند؛ اما دفتر حیات وحش سازمان همچنان بر تحویل دادن این پلنگ به باغ وحش و بخش خصوصی اصرار می ورزد. کارشناسان حیات وحش می گویند این طرحی موفق بوده و ورکان نیز باید رهاسازی شود. باید منتظر بود و نگاه به پردیسان داشت. آیا او می تواند ماجرای مهم تری را که در لابلای یک ماجرای دیگر پنهان شده دریابد و درمان کند؟!

منبع: هفته نامه جامعه پویا – الهه موسوی

مطلب پیشنهادی

تحلیل الشرق الاوسط از حمله موشکی سپاه

روزنامه سعودی و فرامنطقه ای الشرق الاوسط چاپ لندن در شماره امروز( سه شنبه) خود …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *